سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
163
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
به خدا زيادتر از محبت كفار است اگر چه در اصل محبت كفار با مؤمنين شريكند . پس از اينجا توان پى برد كه تمامى افراد بشر بلكه تمامى موجودات بفطرت اوليه خود و بغريزه روحانى خدا را دوست دارند و دوستى بين انسان و مقام الوهيت استوار است و كفار به گمان خود بتها را مىپرستند كه بقرب حق تعالى نائل گردند اين است كه وقتى سؤال مىشود چرا سنگ و چوب را ميپرستيد گويند لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى ( سوره زمر آيه 4 ) كه در واقع مقصود و مطلوب آنان وصول به حق است طريق رسيدن به آن را اشتباه نمودهاند . و جماعتى كه محبت روحانى را انكار مىكنند و گويند محبت يك امر شهوانى و ناشى از قواى حيوانى است و تعلق باجسام و جسمانيات دارد و آياتى كه دلالت بر محبت دارد حمل بر معناى مجازى مىكنند و گويند دوستى بنده نسبت بمقام الوهيت فقط اطاعت و فرمانبرى است چنانچه فرموده قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ « 1 » سوره آل عمران آيه 31 ، و محبت خداوند نسبت ببنده ايصال ثواب و افاضه خيرات است اينها در اشتباهند . محبت چيست و چگونه توان آن را بمقام الوهيت نسبت داد اصل محبت يك جاذبه عمومى است كه تمام ذرات موجودات را بهم پيوسته و هر يك را متصل و مرتبط به يكديگر مينمايد و مجذوب هم ميگرداند و اساس خلقت روى همين پايه استوار گرديده و اگر نبود اين قوه جاذبه اساس موجودات بهم مىخورد و شيرازه عالم وجود از هم گسيخته ميگشت . و محبت بهر شيئى همان ميل به طرف وى است و به اين معنى محبت انواع و اقسامى پيدا مىكند ، 1 - محبت طبيعى ، 2 - محبت نفسانى ، 3 - محبت روحانى ، محبت طبيعى ناشى از همان قوه جاذبهاى است كه قادر حكيم در هر ذرهاى از ذرات موجودات نهاده كه به آن قوه بعضى اجزاء بعضى ديگر را به خود جذب مينمايد و در نتيجه صورتى
--> ( 1 ) خطاب به پيغمبر اكرم ( ص ) است كه بگو به آنها اگر شما راست مىگوييد و خدا را دوست داريد تابع من گرديد تا آنكه خدا شما را دوست دارد .